المحقق الأردبيلي
103
اصول دين ( فارسى )
اوقات علماى ايشان ظاهر بودهاند و تابع حكّام جائر . پس مىگنجد كه ايشان به واسطهء دنيا ، حق را پوشيده باشند يا به تعمّق نظر ، تتبّع احوال و اخبار اهل بيت نكرده باشند ، همچنانكه بالفعل موجود و مشاهد است در اكثر بلاد . و ديگر اكثر ايشان مقيّد نبودهاند ؛ چه بالفعل قاضى ايشان در بلاد علانية رشوه مىگيرد و حال آنكه رشوه حرام است نزد جميع مسلمانان و هيچكس منكر اين نيست . و فعلهاى ديگر مىكنند و شرع را تابع امر حاكم ظالم مىسازند و اينها را هيچ عيب نمىدانند . و پادشاه ظالم را كه شراب خورد و زنا كند و اصلا مقيّد به شرع نباشد حاكم مىدانند و امامت نماز جماعت را موقوف به اذن او مىدانند و امثال اينها كه اين رساله گنجايش تفصيل آن ندارد . و معلوم است كه اينها به مذهب اهل البيت راست نيست . و لهذا علماى ايشان از اهل بيت نقل نمىكنند بلكه قياس مىكنند يا به وساطت غيرعدل ، به حضرت مىرسانند و اسم راويان را مذكور نمىسازند . و اصحاب ما مىگويند : « عن فلان ، عن فلان » و اسامى هريك از روات را با پدران ايشان و وصف ايشان ذكر مىنمايند به اشتراط عدالت در ايشان تا به اهل البيت مىرسانند . و ايشان از پيغمبر نقل مىنمايند و پيغمبر از جبرئيل و جبرئيل از خداى تعالى . و ثابت شده است و در كتب نيز مذكور است كه احاديث بسيار به پيغمبر بستهاند . پس اعتماد بر احاديث نمانده مگر آنكه ناقل آن بىغرض و معلوم العدالة باشد و اين بسيار كم است .